تبلیغات
Capital2020 - تحریم به روش تشویق
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 آبان 1389 توسط alireza | نظرات ()

روزی پیرمردی در یکی از روزهای تابستانی در یکی از محله های تهران خانه ای

اجاره کرد...

یک ماه اول همه چیز خوب بود و خوب پیش رفت تا اینکه مدرسه ها باز شد...

هر روز صدای جیغ و داد بچه ها می آمد آنها هرچیزی که در خیابان میدیدند به

اینطرف و آن طرف شوت میکردند و سر و سدای عجیبی ایجاد میکردند چند روزی به

این شکل گذشت تا اینکه پیرمرد تصمیم گرفت کاری بکند...

یک روز صبح پیرمرد به محض اینکه دید بچه ها در حال آمدن هستند رفت و آنها را

صدا زد به آنان گفت:((بچه ها من واقعاً از اینکه منو به یاد دوران کودکیم میندازید

ممنونم آخه منم وقتی بچه بودم تو راه برگشتم هرچیزیو میدیدم شوت میکردم و از همین

صداهای دلنشین درمیاوردم اخ چه حالی میداد...من به هرکدام شما روزی یه تراول

 50تومنی میدم که هر روز هرچیزی که تو خیابون دیدید به اینور واون ور شوت کنید

و از این صداهای با مزه در بیاورید...))

بچه ها خوشحال شدند و رفتن فردای آن روز اولین حقوق خود را گرفتند ولی روز بعد

وقتی آمدند از پیرمرد حقوق خود را بگیرند پیرمرد به آنها گفت که بچه ها من در

حساب و کتابم دچار اشتباه شدم و  به هرکدام از شما میتوانم هر روز یک پنجاه تومانی

بدهم...

بچه ها گفتند برو پیر مرد اگه فکر کردی ما هر روز اینهمه آشغالو به خاطر 50 تا تک

 تومنی شوت میکنیم اینور اونور کور خوندی ما که نیستیم....

از آن روز به بعد پیر مرد در آسایش کامل زندگی کرد

 

پیرمرد




درباره وبلاگ
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

شارژ ایرانسل

قالب وبلاگ

اخبار سینما

خرید پستی

خرید اینترنتی